الشيخ رسول جعفريان

568

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

ميان يهوديان بالا گرفت و از لحاظ روحى خود و زنانشان در وضعيت سختى قرار گرفتند . تنى چند از يهوديان - كه در اصل و نسب نه قريظى بودند نه نضيرى - از حصار پايين آمده و اسلام را پذيرفتند و خود را نجات دادند . « 1 » يهوديان از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواستند تا اجازه دهد با ابولبابه كه از اوسيان بود ، و اينان در جاهليت همپيمان با قريظيان بودند ، مشورت كند . ابولبابه به اجازهء آن حضرت نزد بنى قريظه رفت . يهوديان با يادآورى دوستى سابق و كمكى كه آنان در جاهليت به اوسيان - در برابر خزرج كرده‌اند - از او خواستند تا بگويد تكليف آنان چيست و چه سرنوشتى در انتظارشان مىباشد . پرسش آنان اين بود كه آيا شرط رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را كه فرمود : تنها بايد بر حكم او تسليم باشند ، بپذيرند يا نه . ابولبابه گفت : آرى ، اما با اشاره به گلوى خود ، به آنان فهماند كه چه سرنوشتى در انتظارشان است . « 2 » اين اقدام ابولبابه - همانگونه كه بلافاصله خودش به آن توجه يافت - سبب مىشد تا بنى قريظه خود را تسليم نكنند . ابولبابه از قلعهء بنى قريظه خارج شد و بدون آن كه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برود ، به سوى مسجد النبى صلى الله عليه و آله و سلم رفته خود را به يكى از ستونهاى مسجد بست . او براى خيانتى كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كرده بود شروع به استغفار كرد . چندين روز - گفته‌اند شش روز - از ستون مزبور كه بعدها « اسطوانهء توبه » نام گرفت جدا نشد تا آن كه ضمن آياتى خداوند توبهء وى را پذيرفت . ابن اسحاق گفته است كه آيهء بيست و هفتم انفال دربارهء وى نازل شده ، « 3 » اما واقدى و ابن هشام قول درست را چنين مىداند كه آيهء يكصد و دوم سورهء توبه دربارهء اوست : « 4 » « گروهى ديگر به گناه خود اعتراف كردند كه اعمال نيكو را با كارهاى زشت آميخته‌اند . شايد خدا توبه‌شان را بپذيرد ، زيرا خداوند آمرزندهء مهربان است . » به هر روى بنى قريظه چاره‌اى جز تسليم بر حكم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نديده و اميد آن داشتند تا اوسيان براى آنان وساطتى بكنند . رسول خدا دستور داد تا تمامى اثاثيه و سلاحهاى آنان را جمع آورى كنند . ابن هشام مىگويد : برخى از محدثانى كه به آنان اعتماد دارم برايم نقل كردند كه سبب تسليم شدن آنان اين بود كه على بن ابى طالب فرياد كشيد : به خدا سوگند يا شربتى كه حمزه نوشيد مىنوشم و يا قلعهء آنان را مىگشايم و قدم جلو نهاد ، در آن لحظه

--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ص 238 ؛ المغازى ، ج 2 ، ص 504 ( 2 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 506 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 237 ( 4 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 509 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ص 238 برخى نيز گفته‌اند كه آيهء چهل و يكم سورهء مائده دربارهء ابولبابه است . پيداست كه هيچكدام صراحتى ندارد و حدسها ، بيشتر از روى ظاهر آيه است . مىدانيم كه خداوند در اين گونه موارد كمتر اشاره به مصداق داشته و به‌طور كلى سخن مىگويد .